ورود اعضا

شعار هفته مهروماه

“معماری فعالیتی صرفاً در جهت پاسخگویی به نیازهای کارفرماها نیست، بلکه معماری فعالیتی است که تولید دانش می کند.رم کولهاس

سخنی از بزرگان معماری

*هر موقعیت جدید، مستلزم یک معماری جدید است.
ژان نوول
*من ترسیم کردن را به حرف زدن ترجیح میدهم،
زیراترسیم کردن سریعتر است و مجال کمتری برای دروغ گفتن باقی میگذارد.” لوکوربوزیه

محل تبليغات شما

آلوار آلتو PDF چاپ پست الكترونيكي
امتیاز کاربران: / 4
ضعیفبهترین 
بخش آموزش معماری - معرفی معماران جهان
نوشته شده توسط Administrator   
چهارشنبه, 05 اسفند 1388 20:30

آلوار آلتو او که شخصی بدون تعصب و سبکبار از قید انواع «ایسم» های روشنفکرانه و همچنین – از برکت پس زمینه جغرافیایی اش – فارغ از جهان بینی های (متداول ) معماری بود ، به معماری ارگانیک یک نظم منطقی بخشید . هدف او به قاعده در آوردن معماری بر اساس نوعی راه حل منطقی بود که با نیازهای کارکردی و فنی منطبق شده باشد و در عین حال نیازهای روانشناختی استفاده کننده را نیز با ارائه خود به عنوان یک نمود ساده ، جاذب و متین بر آورده سازد.

آلتو پس از تعدادی از کارهای نوکلاسیک ، در سال 1929 ، همراه با اریگ بریگمن «تالار نمایشگاه منطق نمونه که تغییر جهتی در معماری آوانگارد فنلاندی نمونه که تغییر جهت معماری آوانگارد فنلاندی ایجاد می کند که دارای شواهدی از نکات تاریخ است . دیوار چوبی سکوی ارکستر که دارای انحنای ملایمی است ، نخستین نشانه از توانایی آلتو به عنوان طرح فرمهای شکل پذیر است .

در سال 1927 آلتو برنده مسابقه برای طرح «کتابخانه شهر در ویپوری » شد که در سالهای 35-1930 ساخته شده و معرف نخستین دوران «معماری سفید» وی است . ساختمان بجز ورودیهای که از سنگ طبیعی مایل به آبی است سفید کاری شده تا از درختان پارک تمیز داده شود .

سطوح ساختمان منطبق بر نقشه ها ست ، و در راستای طبقه همکف ورودی اصلی قرار دارد که جای آن زیر مخزن کتاب ها و سالن های مطالعه است . نور خورشید به صورت سمتقیم به تلار نمی رسد ، بلکه با انعکاس آن به وسیله سطوح مخروطی چراغها ، وارد  تالار می شود به نحوی که نیازی به بکار گیری شیشه های مات نیست . این نور با ویژگی خود ، برای فرد مطالعه کننده آرامش بخش است که به او امکان می دهد که بدون آنکه سایه یا انعکاس نور مزاحم او شود در هر مکانی که می خواهد بنشیند . روشنایی مصنوعی همچون روشنایی طبیعی طراحی شده است . تالار همچنین به گفتگوهای شب نشینی و اجتماعات شبانه نیز اختصاص دارد .

ساختمان شامل دو بخش طبقه یکپارچه مواج و آشکارا تحت تاثیر خرد گرایی است . اما از طرف دیگر ، سقف معلق سالن سخنرانی – تخته کوبیهایی از چوب طبیعی کاج که به یک گرم فرم آزاد مواج متصل می شوند گرایشهای ارگانیک را ظاهر می سازد . در این بنا نکات مثبت آکوستیکی نیز پشتیبان استدلالهای کارکردی خالصان] آن هستند ، زیرا ترکیبهای مواج موجب انکعاس بهتر صوت می شود . به هر حال تمام این نکات برانگیخته از یک آرزوی هنرمندانه برای کاربرد عناصر پویای ریخت شناسی (مورفولوژیکال) به جال اشکال بلورین میس وان در روهه و کارهای اولیه لوکوریوزیه است .

آلتو طی سالهای 1929 تا 1933 ، « آسایشگاه پای میو » را بنا کرد ، ساختمانی که به طور گسترده حاکی از جنبه های فرد گرایانه است و در نحوه تنظیم بخشهای متفاوتش ، یک روش و طرز تلقی جدید را آشکار می کند . در حقیقت دور شدن این بنا از سبک «باهاوس»، به هیچ وجه جنبه های خود خواهانه یا شکل گرایانه (فرمالیستی ) بلکه از طریق توجه مشفقانه نسبت به نیازهای بیماران از زاویه نوعی کارکرد گرایی روانشناختی ، صورت گرفته است .

چنین است که قطعه ای از ساختمان که اختصاص به محل بیماران دارد ، به گونه ای چرخیده که وضعیت بهینه استفاده از نور خورشید را ایجاد  کرده است . به جای یک سالن افتابگیر جمعی ، تراسهای وسیع رو به آفتاب و همچنین تعدادی بالکن های کوچکتر ، برای گرد هم آیی های خودمانی تر گروه های چند نفری ، یکی بر فراز دیگری پیش بینی شده اند و سقفهای اتاقها تیره از دیوارها هستند ، زیرا بیماران مدت بیشتری  را د رحالت درازکش می گذرانند و این تیرگی گرم تاثیر آرامش بخش تری بر آنها دارد . علاوه بر همه اینها به کوچکترین نکات و حتی ثانیه توجه بسیار زیاد مبذول شده است .

این به معنای انکار تولید انبوه نبود ، بلکه اقدامی بود در راستای استفاده از آن برای تولید کالاهایی با یکفیت بالا . آلتو در آنجا که موریس ، وان دولد و میس وان در روهه شکست می خورند ، به موفقیت دست می یابد . وی ابزارهایی را برای تولید صنعتی کالاهای روزمره مبتنی بر تولید دستی و با قیمت مناسب فراهم آورد . آلتو و همسر اولش اینو مارسیو در سال 1932، برای نشرکت ارتک»، مبلمان و اثاثیه ای از جنس تخته های چند لایه و حصیر تولید کردند که بی چون و چرا مورد استقبال قرار گرفتند .

«غرفه فنلاند» در نمایشگاه جهانی نیویورک در 1939، برای آلتو موقعیت مناسبی بود تا فارغ از هر گونه ابهامی ، بیان معماری خویش را به نمایش گذارد . محوطه طویل و کشیده ای را که در اختیاری وی گذاشته شده بود ، با یک دیوار مورب مواج بلند که از قطعات چوبی استاندارد ساخته شده بود به صورت قطری به دو نیمه تقسیم کرد . این تقسیم ، دو محوطه حائز ویژگی پویا را در اختیار او گذاشت که یکی از آنها برای بار ، رستوران و اتاق نمایش فیلم و اسلاید در نظر گرفته شد و دیگری فضای اصلی نمایشگاه بود . سطح مواج و مورب (دیوار ) تماشای تصاویر را تسهیل می کرد و مسائل آکوستیکی را نیز در عین حال حل م ینمود . این بنا بدون اینکه با آنچه در آن به نمایش گذاشته شده بود به رقابت بپردازد ، خود نیز به یک موضوع قابل ملاحظه و پر معنما تبدیل شد و به صورت نمادی از کشور ، محصولات آن ، محیط طبیعی آن و همچنین رفتار و طرز تلقی مستقلی نسبت به شیفتگی های هندسی مرسوم سایر معماران اروپایی در آمد .

 

 

بیان معماری آلتو پس از جنگ جهان دوم از استحکام بیشتری برخوردار شد و به یک مرتبع والای انفرادی ارتقا یافت . طی این دوران میانی کارهای وی به شمار می رود – یا دورانی که وی کاربرد آجر «قرمز » رنگ را ترجیح داد – آلتو «خوابگاه بیکرهاوس » را برای انستیتوی تکنولوژی ماساچوست در کمبریج ماساچوست بنا کرد (48-1947) . نمای اصلی مرکب از چند انحنا و ساخته شده از صمالح بنایی ، اقدامی مجدد در بر آورده ساختن و رفع نیازهای کاربردی است . این سازه انحنا دار موجب شده تا تعداد بیشتری از اتاقهای دانشجویان در حالت مشرف به رودخانه قرار گیرند . با قرار دادن پنجره ها در یک گوشه هر اتاق امکان پذیر شده است . اما واقعیت این است که در پس این عملکرایی (پراگماتیسم ) روانشناختی ، نوعی عزم و اراده برای تحصیل یک حالت «گویا» (اکسپرسیو) و ارگانیک نیز نهفته است . این مورد در نمای پشتی ساختمان ، آنجا که پلکانهای مسدود به صورت مورب در یک شکل حجیم و شکل پذیر به طرف بالا حرکت می کنند ، به خوبی نمایان است .

آلتو در 52-1950 «الار شهر سایناتسالو » را بنا کرد . بنایی شامل واحدهای کم ارتفاع با سقفهای شیبدار و دیوارهایی از آجر قرمز که در اطراف یک حیاط مرکزی گرد آمده بودند ، یک آگورای ضد اداری که در آن به کمک غرس گیاهانی بر روی پلکان ، طبیعت به داخل مجموعه اورده شده بود . اتاق شورا با یک سقف چوبی که از نطر طرح و اجراء یک کار غیر معمول بود ، پوشانده شده بود . داخل مصالح بنایی ر معرض دید قرار دارند و درزهای بین آنها با رنگ سفید بند کشی شده است .

نوع سقف و مصالح بنایی به کار رفته ، از این بنا ، تاثیری از برقراری نوعی رابطه با سنت ساختمانی روستایی محلی را ارائه می دهند .

« خانه فرهنگ» که بین سالهای 58-1955 در هلسینکی ساخته شد ، یک سالن اجتماعات دارای انحنای احساس انگیز را در کنار ساختمان اداری منشوری شکل قرار می دهد .

این خانه معروف به «کولتوریتالو» است که مرکز اتحادیه های کارگری مختلف می باشد . این بدان معنی است که تالار جشن ها در جشنواره های موسیقی و برگزاری اجتماعات بکار گرفته نشود . تنظیم پخش صوت موسیقی باید به اندازه ممکن با پدیدارهای موسیقی و سخنرانی هماهنگ باشد . به این خاطر بدنه از بتون ساخته شده و با چوب و آجر پوشیده شده است . فرم دیوارها و سقف با توجه به کنش و انعکاس آنها نسبت به امواج صوتی مورد مطالعه قرار گرفته است .

داخل تالار به شکلی تنظیم شده است که ترکیب کلی آن هرگز زشت نشود و در صورت نیاز با توجه به افزایش یا کاهش شنوندگان ، نقشه دیوارها تغییر یابد . شکل ساختمان هماهنگ با صورت خارجی تالار نیست ، بلکه بیانگر اشیاء داخل آن می باشد . ساختمان ، بلوکی به هم پیوسته از طاقهای قوسی شکل متنوع را تشکیل می دهد ، که آن نتیجه آزمایشاتی بر روی کاشی است و تشکیل دهنده عنصر اساسی آن می باشد . شکل آنها برخی مقعر و برخی  دیگر محدب می باشد .

آلتو بین سالهای 1955 و 1964، « پلی تکگنیک اوتانایمی » را بنا کرد ، یک مجموعه وسیع متنوع و آزاد ساخته شده از بناهای آجری قرمز رنگ در یک محیط جنگلی سبز ، که آمفی تئاتر مربوط به تالار اصلی یخنرانی آن به صورتی گویا و تاثیر گذار بر مجموعه مسلط است .

کلیسای گویا و تاثیر گذار بر مجموعه مسلط است .

کلیسای واقع در فوکزنیسکا در نزدیکی ایماترا (58-1956) ، که نماینده دوران دوم «سفید » آلتو است ، شکلی از بیان معماری است که وی در باقی دوران زندگیش نیز ادامه داد . داخل بنا احساس و تاثیری از شکل پذیری را بدون تکیه بر تاثیر مصالح و از طریق سفیدی یک دست و غیر مادی بودن ماوراء طبیعی خود القا می کند . بنا متشکل از سه بخش است که هر کدام در درون خود به وسیله دیوارهای کشویی می توانند به بخشهای جزئی تر تقسیم شوند . در اینجا نیز همانند سقف چوبی «کتابخانه ویپروی» ، حالتهای مواج به دلایل آکوستیکی برگزیده شده اند ، به طوری که صدای کشیش را منعکس می سازند و تانیمکتهای انتهایی کلیسا انتقال می دهند .پنجره های بزرگ که به گونه ای غیر منظم در دیوارها تعبیه شده اند ، تضادی را با حالت نرم و انحناهای زود گذر دیوارها و سقف پدید می آورند .

 

طی سالهای 62-1958 یک ساختمان آپارتمانی مرتفع 22 طبقه در یکی از شهرکهای اقماری برمن به نام نوی وار ساخته شد ، که شامل واحدهای مسکونی بادبزنی شکل و یک محوطه زندگی اجتماعی در هر طبقه بود . همزمان « مرکز فرهنگی ولفسبورگ » نیز که مجموعه ای بود گرد آمده بود به دور یک حیاط مرکزی تقریبا مستطیل شکل ، بنا گردید . در سالهای 71-1967 ، نقشه هایی که در 1963 تهیه شده بوند برای «تالار فنلاند» در هلسینکی به اجرا در آمدند .

 


این ساختمان جزئی از مرکز شهر جدید ر ا تشکیل می دهد که اطراف سکوی بزرگ باد بزن شکلی قرار دارد و امکان حفظ درختهای آن وجود دارد .مسیر حرکت عابرین پیاده در مقابل پارک هیسپر یا بین جاده مانرهایم و تالار موسیقی است . تالارهای موسیقی به طور کلی با ساختار بتونی در ارتباط نیستند ، و دارای مفصل های صوتی است که حتی در داخل پایه ها نصب شده است ، به نحوی که به طور کامل مانع از ورود هر گونه صدای خارجی می شود . نماها با مرمر سفید و سنگ سیاه گرانیت پوشیده شده است .

آخرین اثر آلتو ، مرکز بخش اسقف نشین ریولادی فرگاتو، در نزدیکی بولونیا ( 78-1966) ، بود که یاد آور کلیساهای جامه قرون وسطایی است . این کار در سال 1965 ، توسط یک کاردینال ارجاع شده و زمین ،  مصالح ساختمانی و هزینه آن توسط مردم منطقه روستایی مجاور تامین گردید . کلیسای بخش که هم برای مراسم مذهبی و هم غیر مذهبی به کار برده می شد ، بخشی از یک مجموعه را تشکیل می دهد که به فعالیتهای مختلف اجتماعی اختصاص دارد و در سالحل رودخانه قرار گرفته است .تالار مخروطی و در ساحل رودخانه قرار گرفته است . تالار مخروطی اینکلیسا با یک سقف پوسته ای بتنی که روکش مسین دارد پوشیده شده است و از یک جانب  دارای حالت پلکانی است که از طریق آن نور به داخل هدایت می شود و پس از تابیدن به دیوار مقابل دوباره در داخل بازتاب می یابد . تیرهای قوسی سنگین بر سازه عرضی بنا تاکید دارند . برج کلیسا متشکل از قطعات نازک بتنی است که در بیرون قرار  گرفته و با ورقه هایی از سرامیک قرمز پوشیده شده اند . همین نوع پوشش برای کفسازی داخل کلیسا نیز بکار رفته است . مناظری که بخشهای مختلف کلیسا به دست می دهند ، حاکی از سادگی فرمال بیان معماری آن و ارتباط حساس وظریف ساختمان با محیط پیرامونش است که این بنا را به یک سنتز شاخص و به کمال رسیده از تولیدات صنعتی و تولیدات دستی تبدیل می کند .

تصادفی نیست که آثار آلتو با تعداد اندکی از مطالب نوشته شده یا شفاهی تبیین شده اند ، راه حلهای غنی وی که ناشی از امتزاج عاری از تعصب عناصر منطقی و غیر منطقی هستند ، خود به خود ار هر نوع قواعد نظری دوری می گزینند .

در آثار آلتو این غنای سرشار هیچگاه تنها به خود بنا محدود نمی شود ، بلکه همه جوانب از جمله اثاثیه و تمامی جزئیات آن را هم در بر می گیرد ، و گر چه ظاهرا ناچیز می نماید ولی نوعی تاثیر کلی به وجود می آورد . اثار آلتو با مرتبط ساختن عناصر مردن و کلاسیک یک راه حل شخصی برای مسائل زمان او پدید آوردند .

 

LAST_UPDATED2